X
تبلیغات
!!میومیو عوض میشه!!
این شعر را برای تو می گویم

در یک غروب تشنه ی تابستان

در نیمه های این ره شوم آغاز

در کهنه گور این غم بی پایان

                                     این آخرین ترانه ی لالائیست

                                     در پای گاهواره ی خواب تو

                                    باشد که بانگ وحشی این فریاد

                                    پیچد در آسمان شبای تو



تاريخ : | 2:37 PM | نویسنده : ‏Mojtaba-sh |
 پروردگارا ! سر مست لحظه های تسبیح و ذکر توام ...

هر نسیم نیایش ، لبریز از بوی پرستش و مناجات توست .

ذرات وجودم به سمت تو در حرکتند و کلماتم سوگندی است دوباره به بندگی و عبودیت

ای خدای بنده نواز ! بنواز آهنگ بندگی ام را که هر چه راز و نیاز از تو شور می گیرد

و هرچه پرواز از تو بال ...

ای قدرت جاری بر روح زندگی ! بریز جام سر مستی لطفت را بر روح تشنه ام .

بیافشان نور هدایتت را بر تاریکی چشم هایم

و بگیر دست های بی طاقت توبه و بازگشتم را .

غبار از سینه ام بزدای و کمک کن تا کوله بار گناه از دوش بیاندازم

و در هوای صاف بخشایشت نفس تازه کنم ...  ** شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے**

تقدیم به تو



تاريخ : | 2:11 PM | نویسنده : ‏Mojtaba-sh |
خداوندا ! تو را سپاس که قابلم دانستی و به زیارت خانه ات دعوتم کردی ، تا پاسخگوی ندای

ابراهیم خلیل باشم

خداوندا ! شکر تو را که توفیقم دادی در حریم حرمت مُحرم شوم ، لبیک بگویم ، بر گرد خانه ات

طواف گزارم ، هاجر وار سعی صفا و مروه کرده و در سرزمین وحی و دیار پاکان و مهد اسلام ،

روزهایی را به یاد تو باشم و عبودیت و اطاعت و بندگی را تمرین کنم

خدایا ! بر این نعمت تو را سپاس می گویم که در فضای معنوی مسجد الحرام تنفس کردم و

گام جای گام اولیایت نهادم و بوسه بر حجرالاسود زدم و کنار مقام ابراهیم نماز خواندم و

عمره به جای آوردم

روزها و شب های با صفای مسجدالحرام هرگز از یادم نخواهد رفت و لحظات حضور در کنار بیت الله

و چرخیدن به دور مقدس ترین بقعه عالم و طواف بر گرد قبله توحید و کانون جاذبه های الهی ،

ارزنده ترین خاطرات من از این سفر است

خداوندا ! توفیقم ده که گرد و غبار غفلت بر این خاطرات نورانی نیفشانم

یاری ام کن تا عهد بندگی را از یاد نبرم

خدایا  مهربانا ! معبودا ! کریما !

با تو عهد می بندم دلی را که خانه محبت توست ، به شیطان و نفس اماره نسپارم

زبانی را که این ایام به ذکر تو مشغول بود ، به دروغ و تهمت نیالایم

پیمان می بندم با چشمی که به کعبه نگریسته ام حرام نبینم و گناه نکنم

و با گوشی که ندای تو را شنیده حرام نشنوم

دستی را حجر الاسود و کعبه را لمس کرده به سوی حرام دراز نکنم

با پایی که به عشق تو در حریم کعبه طواف کرده و بین صفا و مروه سعی کرده و بر خاک پاک

و مقدس ترین سرزمین وحی نبوت گام نهاده ، در پی خلاف و معصیت نروم

خدایا ! ای خدای کعبه و مسجدالحرام ، ای خدای ابراهیم و اسماعیل ، ای فرو فرستنده قرآن ،

ای مبعوث کننده حضرت رسول ! با تو عهد می بندم که صفای حج و معنویت این ایام را با گناه

و نسیان از بین نبرم ، جامه تعلقات را که با احرام کنار گذاشتم دوباره بر تن نکرده و دنیا زده نگردم

خداوندا ! پیمانم را بپذیر و بر این میثاق ، شاهد باش

توفیقم ده که بر این عهد و پیمان استوار بمانم

خدایا ! یاورم باش تا باورم را از دست ندهم 

حامی ام باش تا اسیر دنیا نشوم

روزی ام کن تا باز هم به زیارت خانه ات بیایم

 

آمین یا رب العالمین ...



تاريخ : | 1:27 PM | نویسنده : ‏Mojtaba-sh |
یک شبی مجنون نمازش را شکست

 بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او

پر ز لیلا شد دل پر اه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نیشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق دل خونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو... من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یکجا باختم

کردمت آواره ی صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر میزنی

در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم

                



ادامه مطلب
تاريخ : | 1:12 PM | نویسنده : ‏Mojtaba-sh |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.